محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
155
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويند وقتى طوج و سلم بدانستند كه پدرشان ايرج را بر آنها برترى داده است به دشمنى او برخاستند و كار دشمنى بالا گرفت تا طوج و سلم بر ايرج تاختند و به كمك همديگر او را بكشتند و طوج كمندى بينداخت و او را خفه كرد ، بدين سبب تركان كمند انداز شدند . ايرج دو پسر داشت به نام وندان و اسطونه و دخترى به نام خوزك و به قولى خوشك و سلم و طوج دو پسر را با پدر بكشتند و دختر بماند . گويند : روزى كه افريذون به ضحاك دست يافت ، روز مهر ماه بود و مردم اين روز را عيد گرفتند كه محنت ضحاك از ميان برخاسته بود و آن را مهرگان نام كردند . گويند : افريذون جبارى دادگر بود ، قامت وى نه نيزه بود و هر نيزه به اندازهء كشيدگى دو دست بود ، پهناى كمرش سه نيزه بود و پهناى سينه اش چهار نيزه بود باقيماندهء نمروديان و نبطيان را در سواد عراق دنبال كرد و سرانشان را بكشت و آثارشان را نابود كرد و مدت پادشاهيش پانصد سال بود . سخن از حوادثى كه از نوح تا ابراهيم خليل الرحمان عليهما السلام ، بود از پيش گفتيم كه كار نوح و فرزندانش چگونه بود كه زمين را پس از وى تقسيم كردند و مقر هر گروه كجا بود ، و دو گروه از بنى ارم بن سام بن نوح پس از نوح طغيان كردند : يكى از اعقاب عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح كه عاد قديم بودند و ديگر ثمود بن جاثر بن ارم بن سام بن نوح كه همگى عربان عاربه بودند .